تحولات دیپلماتیک و تهدیدات نظامی در مذاکرات ایران و آمریکا ادامه دارد.

منبع: جی آی اس ریپورتز
در اوایل ۲۰۲۶، تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران و ازسرگیری تعاملات دیپلماتیک میان دو کشور، در مرکز توجه جهانی قرار گرفته است.

با توجه به اینکه ایران و آنچه «محور مقاومت» نامیده می‌شود از سال ۲۰۲۴ به‌طور قابل‌توجهی تضعیف شده‌اند و ناآرامی‌های داخلی از دسامبر ۲۰۲۵ کشور را دچار اختلال کرده است، به نظر می‌رسد دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، این وضعیت را فرصتی برای گرفتن امتیازاتی مطابق با منافع واشنگتن می‌بیند.

هر دو طرف به فضای «لبه پرتگاه» دامن می‌زنند. کاخ سفید توان نظامی قابل‌توجهی در نزدیکی ایران مستقر کرده و قرار است دومین ناو هواپیمابر نیز در منطقه حضور یابد تا در صورت شکست مذاکرات، امکان اقدام نظامی فراهم باشد.

در مقابل، تهران نیز به نمایش قدرت نظامی روی آورده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ۱۶ فوریه رزمایش‌هایی را در تنگه هرمز آغاز کرد و در جریان آن به‌طور موقت مسیر کشتیرانی تجاری را بست. پس از آن، ایران و روسیه اعلام کردند رزمایش‌های مشترکی را در خلیج عمان و اقیانوس هند آغاز کرده‌اند. همچنین گزارش‌های تأییدنشده‌ای درباره احتمال پیوستن ناوهای چینی منتشر شده است.


تلاش همسایگان ایران برای کاهش تنش

کشورهای همسایه ایران تلاش‌های خود را برای کاهش تنش‌ها افزایش داده‌اند و با ارائه مسیرهای دیپلماتیک جایگزین، سعی دارند واشنگتن و تهران را از تقابل خطرناک دور کنند. چند کشور خاورمیانه‌ای و سوئیس نقش میانجی را ایفا می‌کنند.

سلطنت عمان در ۶ فوریه میزبان مذاکرات آمریکا و ایران در مسقط بود. دور دوم مذاکرات غیرمستقیم در ۱۷ فوریه در ژنو و با میانجیگری عمان برگزار شد. نمایندگان ایران اعلام کردند طی دو هفته، پیشنهادهای هسته‌ای مفصل‌تری ارائه خواهند کرد. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پس از این مذاکرات گفت «پنجره جدیدی» برای توافق گشوده شده است.

تمایل دو طرف برای مذاکره، حتی به‌صورت غیرمستقیم، نشان می‌دهد که دست‌کم فعلاً دیپلماسی را به درگیری نظامی ترجیح می‌دهند. مصر، قطر و ترکیه نیز برای ایجاد فضای گفت‌وگو فعال هستند.


نقش کشورهای منطقه

عمان

عمان طولانی‌ترین سابقه میانجیگری میان ایران و مخالفانش را در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس دارد. اعتماد تهران به مسقط یکی از دلایل انتقال دور اول مذاکرات از استانبول به مسقط بود. همچنین مذاکرات پیش از حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ نیز در عمان برگزار شده بود.

دو دور مذاکرات فوریه صرفاً بر موضوع هسته‌ای متمرکز بود، در حالی که کاخ سفید ابتدا خواهان بحث درباره برنامه موشکی ایران و حمایت آن از بازیگران منطقه‌ای مانند حزب‌الله و حوثی‌ها بود. در نهایت، دولت ترامپ با محدود شدن مذاکرات به موضوع غنی‌سازی اورانیوم موافقت کرد.

ایران غنی‌سازی را «حق غیرقابل‌انکار» خود می‌داند، در حالی که آمریکا بر «غنی‌سازی صفر» تأکید دارد. با این حال، مقامات ایرانی از آمادگی برای بررسی راه‌حل میانه سخن گفته‌اند.

مصر

قاهره با وجود نداشتن روابط رسمی با تهران، حامی گفت‌وگوست و بر ضرورت کاهش تنش برای حفظ تعادل منطقه‌ای تأکید دارد.

قطر

قطر با توجه به اشتراک بزرگ‌ترین میدان گازی جهان با ایران و وابستگی شدید به تنگه هرمز، منافع اقتصادی بالایی در ثبات منطقه دارد. همچنین میزبانی مقر فرماندهی مرکزی آمریکا در پایگاه العدید، دوحه را نسبت به پیامدهای درگیری بسیار حساس کرده است.

ترکیه

تنها عضو ناتو که با ایران مرز مشترک دارد. آنکارا با وجود اختلافات جدی با سیاست‌های منطقه‌ای تهران، استفاده از زور علیه برنامه هسته‌ای ایران را رد کرده و همواره از راه‌حل دیپلماتیک حمایت کرده است. ترکیه نگران بی‌ثباتی گسترده و موج احتمالی پناهجویان در صورت فروپاشی ساختار حکومتی ایران است.


منافع اسرائیل

در حالی که عمان، مصر، قطر و ترکیه به دنبال جلوگیری از جنگ هستند، دولت بنیامین نتانیاهو رویکرد متفاوتی دارد. اسرائیل معتقد است حملات ژوئن ۲۰۲۵ اهداف جنگی آن را به‌طور کامل محقق نکرده است. تل‌آویو خواهان کارزار نظامی شدیدتر و حتی سرنگونی جمهوری اسلامی است.

اسرائیل پیش از توافق برجام نیز مخالف آن بود و در دولت اول ترامپ همراه با برخی کشورهای عربی برای خروج آمریکا از برجام لابی کرد. تل‌آویو با هر توافقی که بدون تحقق مطالبات اسرائیل منجر به رفع تحریم‌ها شود، مخالفت دارد.


خطرات تشدید تنش و اولویت‌های اقتصادی

کشورهای منطقه اگرچه با سیاست‌های ایران موافق نیستند، اما معتقدند حملات جدید آمریکا یا اسرائیل می‌تواند به جنگی فراگیر تبدیل شود.

ایران تهدید کرده در صورت حمله، پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار می‌دهد؛ حمله موشکی ایران به پایگاه العدید قطر در ژوئن ۲۰۲۵ نمونه‌ای از این آسیب‌پذیری بود.

ایران همچنین اهرم فشار تنگه هرمز را در اختیار دارد. بستن این مسیر، اقتصاد کشورهای خلیج فارس و بازار جهانی انرژی را به‌شدت مختل می‌کند.

علاوه بر این، ایران همچنان شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای دارد. حوثی‌های یمن می‌توانند تجارت جهانی در دریای سرخ و باب‌المندب را مختل کنند. در عراق نیز گروه‌های نزدیک به ایران ممکن است در صورت درگیری جدید وارد میدان شوند.


سناریوهای محتمل

محتمل‌تر: عدم وقوع جنگ و ادعای پیروزی دو طرف

درگیری نظامی رخ نمی‌دهد و هر دو طرف توافق محدود را به‌عنوان پیروزی معرفی می‌کنند. چنین توافقی تنش‌های بنیادی را حل نمی‌کند اما خطر فوری جنگ را کاهش می‌دهد و بیشتر نقش یک راه‌حل موقت خواهد داشت.

کم‌احتمال‌تر: حملات محدود آمریکا و تشدید منطقه‌ای

اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا ممکن است حملات هدفمند علیه تأسیسات هسته‌ای و موشکی ایران انجام دهد. پاسخ ایران علیه اسرائیل می‌تواند موج جدیدی از درگیری مستقیم ایجاد کند که پیامدهای گسترده‌ای برای خلیج فارس، عراق، لبنان، سوریه و یمن خواهد داشت و حتی از درگیری ژوئن ۲۰۲۵ نیز فراتر رود.


اگر بخواهید، می‌توانم:

  • یک نسخه خلاصه‌شده و مناسب انتشار در سایت شما آماده کنم
  • یا این تحلیل را به زبان ساده‌تر برای مخاطب عمومی بازنویسی کنم
  • یا یک نسخه بی‌طرف مخصوص بخش «ریسک‌های خارجی» در سایت آمادگی اضطراری‌تان تنظیم کنم.